خرید بک لینک
تصویر به وقتِ شکرخدا کردن!وقتی دل رو به دریا میزنی با خودت میگی «بذار به همکلاسی هام هم بگمفوقش قبول نمیکنن...بذار شاید اونها هم قبول کردن روزی یه صفحه قرآن بخونن...شاید به آیه ها گیر کردن خدا خودش کلی هدایت شون کرد تو همین تلاوت هابذار با شهدا آشنا

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1396 ساعت: 19:58

میگن چرا امام شب عاشورا به یارانش میگه هر کس میخواد بره بره،و میفرمایند هر کس بمونه حتما کشته میشه...چرا آقا که میدونست اون حرامی ها به اصغرش آب نمیدن،کوچکترین سربازش رو میاره تو میدون و میفرماد: چه بهش آب ندید و چه ندید این طفل تلف میشه....چرا ظهر عاشورا،وقتی عرصه بر امام مون تنگ میشه،وقتی دیگه نه اکبری هست،نه عباس دلاوری هست،نه حبیب،نه جون نه عابس و نه حتی علی اصغر... آقا تو جمع حرامی ها فریاد م

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 3:25


جوان بود
پیش امامجواد آمد
درددل کرد:
حال دلم خوب نیست...
از مردم خسته شدم...
از همه عاصی شدهام!
بریدهام، به تهخط رسیدهام!
امام فرمود:
به سمت #حسین فرارکن


برچسب: فَفِّروا,الحسین, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 2:46

باز این چه شورش است که در قلب عالم است....خدا رحمت کنه محتشم رو،واقعا حرارت عشق امام حسین آخه از چه جنسیه که انقدر سخت همه دلها رو می سوزونه و همه ی چشم ها به دنبال پرچمش هراسون میشن؟؟حال و هوای محرم،مخصوصا دهه اولشیه حس و حال عجیبیه....مثل وقتی که بعد چند روز پیاده روی میرسی بین الحرمین....یا مثل حس روزهای پیاده روی که هر لحظه داری به اربعین نزدیکتر میشی حلاوتت بیشتر میشه...نمیدونم چطوری توصیفش ک

برچسب: حسین؟؟, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 2:46

درد و دلانه!همه فعالیت هایی که دارم یه سری کارهای کوچیکه که خیلی زمان نمیبره و اصلا مورد علاقه ی خودم هم هستنولی......کنار هم که جمع میشن به این حالت دچار میشی که توی راه،توی خونه،موقع خواب...در همه حال یا گوشی دستته یا کاغذ....یا تند تند داری سوال جواب میدی یا داری سوالات متعددی که به ذهنت میباره رو میپرسی یا داری مطلب مینویسی و کم و زیاد میکنی یا.....هر شب هم میشینی باز یه لیست بلندبالا مینویسی

برچسب: اینه؟, نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 2:46

صفحه بندی